الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

132

إرشاد القلوب (فارسى)

شروع كرد به او ناسزا گفتن و فحش دادن تا رسيدند بدرب خانه ، احنف ايستاد و گفت اى برادر اگر چيز ديگرى باقى مانده در همين مكان بگو زيرا ميترسم بستگان و غلامان من بفهمند و تو را اذيّت كنند و چه بسا تو را بكشند . و نقل شده كه وقتى حضرت سجاد عليه السّلام يكى از غلامان خود را چند مرتبه صدا زدند و او جواب نداد ! آن حضرت فرمود : آيا صداى مرا شنيدى ؟ عرضكرد شنيدم ، فرمود : پس چه شد كه جواب مرا ندادى ؟ عرضكرد : چون از عقوبت شما ايمن بودم ، فرمود : راه خود را پيش گير كه تو را در راه خدا آزاد نمودم . و از جمله اخلاق حسنه آنست كه : شخص بگويد بمردم آنچه را كه دوست ميدارد به خودش بگويند ، و نگويد چيزى را كه دوست نميدارد به خودش بگويند ، چنان كه مردى پرسيد از حضرت رضا عليه السّلام كه منتهاى حد حسن خلق چيست ؟ فرمود آنست كه بگوئى بمردم آنچه را كه دوست ميدارى بخودت بگويند ، عرض كرد كه حد توكل چيست ؟ فرمود آنست كه بسبب با خدا بودن از هيچ كسى نترسى ، عرض كرد : دوست ميداشتم كه بدانم چه مقامى نزد شما دارم ؟ فرمود بنگر كه ما چه مقامى نزد تو داريم ( كه اگر ما را دوست ميدارى تو را دوست مىداريم ) . و منقولست كه حضرت موسى در مناجاتش عرضكرد : خدايا چنان كن كه مردم نگويند پشت سر من چيزى را كه در من نيست ، خطاب رسيد اى موسى : من براى خود چنين نكرده‌ام ، چگونه براى تو چنان كنم و مرويست كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدند بدترين بديها چيست ؟